الشيخ محمد علي الگرامي القمي

29

نگاهى به سيستم سياسى اسلام (فارسى)

جان و مال و حيثيات ديگر انسانى مىباشد . « تقوى » كه به معناى ترس و پرهيز از غضب خداوند است نيز به همين معنى مربوط مىشود . شخص متقّى خود را از عذاب دوزخ و غضب خدا در امان مىدارد . و پيداست كه حفظ جان و ساير شئون - / جز در موارد لازم - / ضرورى است . و به طورى كه ملاحظه مىكنيد لغت « تقيّه » هيچ گاه به معناى كار نكردن و پرهيز از فعاليت نيامده است ، بلكه حفظ جان و ساير حيثيات خود و افراد منظور مىباشد . منظور اسلام از طرح اين قانون اين است كه به پيروان خود سفارش كند كه حتماً مراقب باشند خود را گرفتار نكنند . « تقيّه » فرار از مسئوليّت نيست ، بلكه سر پوشى بر روى فعّاليت ، براى نجات از مخالفين است . و همين است كه 10 / 9 دين را حفظ مىكند ، و گرنه روشن است كه فرار از مسئوليّت موجب حفظ دين نخواهد بود . و همين است كه روش دينى امام و پدران او بوده است ، زيرا اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله پس از دوران كوتاهى همواره در فشار حكومت‌ها بوده‌اند و جز از راه « تقيّه » امكان نگهدارى تشيع و شيعه را نداشته‌اند . و در اين تعبير هم دقت كنيد كه : « آنكه سرّ ما را فاش كند از ما نيست » . فاش كردن سرّ امام ، ترك تقيه است ، تقيّه يعنى رازدارى و حفظ اسرار امام ، نه ترك ارتباط با امام . و حتماً منظور از اين سرّ امام كه موجب از ميان رفتن او و يا پيروانش مىشده است مسئلهء ولايت حقّهء آن حضرت و غصب بودن حكومت خلفاء رسمى بوده است .